قطب الدين الراوندي

347

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

« لم تسعف » به اهمال عين مفتوحه ميان سين و فاء ، از « سعف » - به تحريك - به معنى يبس و شقاق جلد ، يا « لم تشعث » ، به اعجام شين و ثاء مثلثه از طرفين و اهمال عين مفتوحه در وسط ، از « شعث » - به تحريك - به معنى انتشار و تفرّق و تغيّر جلد انامل حول اظافير و اصل استعمال آن به حسب لغت در تغيّر و انتشار شعر است كه از عدم مراعات و تعاهد عارض مىشود ، و در صورت اولى كه سين مهمله و فاء باشد و فتح تاء مضارعه و ضمّ آن ، بر صيغهء معلوم و مجهول محتمل است ، در صورت ثانيه كه شين معجمه و ثاء مثلثه باشد ، همين فتح حرف مضارعه بر صيغهء معلوم متعيّن است . [ 133 ] مسألة : ريش تراشيدن جايز نيست و حرام است و زىّ مجوس بوده است ؛ كه كسى كه ريش مىتراشد از جملهء « و المغيّرين خلق اللّه » « 1 » است ، چنان كه مفسّرين گفته‌اند . از مراسيل صدوق است - رضوان اللّه تعالى عليه - در فقيه : قال رسول اللّه ( ص ) : « إنّ المجوس جزّوا لحاهم و وفّروا شواربهم ، و إنّا نحن نجزّ الشوارب و نعفي اللّحى و هي الفطرة » « 2 » . « جزّ » قطع است ، و « لحى » - به كسر لام - جمع « لحيه » است . و « توفير شوارب » گذاشتن موى شارب است به حال خود تا دراز شود ، و « اعفاء لحيه » به همزهء قطع باب افعال ، ترك جزّ لحيه و قطع ناكردن موى است و « فطرت » عبارت از ملت اسلام و استواء خلقت است ، و مراد از « اعفاء » در اين مقام مراعات حدّ اعتدال است . [ 134 ] مسألة : همچنان كه تراشيدن و قطع كردن لحيه از شعار فطرت و طريق ملت بيرون آمدن و به زىّ كفره و طريق مجوس متزيّى و متشبّه بودن است ، همچنين

--> ( 1 ) . كه در سورهء نساء ، آيهء 119 بدان اشاره رفته است . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 76 ، ح 334 .